داداشم رفت...
یکشنبه 17 اردیبهشت.
اردیبهشت بازم بی رحمیشو به من نشون داد:((
داداشم رفت و روح همه ما رو هم با خودش برد. خصوصا مادرم. :((
خدایا کمکمون کن که غم خیلی خیلی سنگینی داریم!
یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت ----> لینک
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
فعلا حوصله ت رو ندارم وبلاگ عزیزم.
حوصله هیچی رو ندارم در واقع!!
بسیار بسیار بیکارم هستم این روزا... و همش خواب و فیلم...
حالم خوش نیست کلا. بیشتر روحی خرابم!! دلم برای داداشم هم تنگه و نگران.
تو منتظرم بمون اقلا!!
دوستت دارم.
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
مامانم خیلی مریضه...
ریه اش ورم کرده. نفس تنگی داره. شبا نمیتونه بخوابه. من بمیرم ولی اون هیچیش نشه!!
فدای دل گرفته اش بشم من!!
خدایا زود مادرمو خوب کن. زوووود... خدایا التماست میکنم... :(((((((
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
دلم هوس چت کرده!!
دلم میخواد برم با یه آدم غریبه یه عالمه چت کنم!!
ولی چت روم ها دیگه الان حرفی جز حرفای +18 توشون زده نمیشه!! اصلا نمیشه از دم درشون رد شد!! :|
برم بخوابم... :|
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
+ دروود
+ فرجه امتحانات. از 27 دی تا احتمالا 18 بهمن.
ترجمه 25 صفحه از کتاب بیوشیمی اطلس...
و یک مشت همکلاسی مزخرف و خودخواه و خود خواه و خود خواه و خود خواه و خود خواه تو همه امور!!
+ به یک دوست عزیز گفتم قرار شده زحمت بکشه و برام درباره تحصیل مجدد بره خود وزارت بهداشت تهران و بپرسه. توکل به خدا!!
+ وای از دست داداشم. :(((
+ بی حوصله ام و معلق و ناتوان!!
+ خدایا کمکم کن لطفا...و ببخش همچنین. :(
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
ای روز شادی ها کی باز آیی؟؟
+ چقد دلم برای کلی چیزا و وقتا و کسا تنگ شده!! :((((
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
دلم برای پرهام از همه بیشتر تنگ شده. میدونم دیگه اینجا نمیاد. ولی پرهام، پرهام بود!!
ایشالا هر جا هستی خوب و شاد باشی دوست خوب من!!
هر از چند وقتی به وبلاگات که دیگه نیستن سر میزنم. ولی دیگه نیستن. نه اونا و نه تو...
دلم واقعا واقعا واقعا برات تنگ شده و با اشک دارم مینویسم اینا رو برات...!!! :(((
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی
برچسب:
نویسنده: رادین رضوانی